بنام خداوند بخشنده بخشايشگر

اى مردم‏! از [مخالفت‏] پروردگارتان بپرهيزيد! همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد؛ و همسر او را [نيز] از جنس او خلق كرد؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانى [در روى زمين‏] منتشر ساخت‏. و از خدايى بپرهيزيد كه [همگى به عظمت او معترفيد؛ و] هنگامى كه چيزى از يكديگر مى‏خواهيد، نام او را مى‏بريد! [و نيز] [از قطع رابطه با] خويشاوندان خود، پرهيز كنيد! زيرا خداوند، مراقب شماست‏. «1» و اموال يتيمان را [هنگامى كه به حد رشد رسيدند] به آنها بدهيد! و اموال بد [خود] را، با اموال خوب [آنها] عوض نكنيد! و اموال آنان را همراه اموال خودتان [با مخلوط كردن يا تبديل نمودن‏] نخوريد، زيرا اين گناه بزرگى است‏! «2» و اگر مى‏ترسيد كه [بهنگام ازدواج با دختران يتيم‏،] عدالت را رعايت نكنيد، [از ازدواج با آنان‏، چشم‏پوشى كنيد و] با زنان پاك [ديگر] ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى‏ترسيد عدالت را [درباره همسران متعدد] رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد، و يا از زنانى كه مالك آنهائيد استفاده كنيد، اين كار، از ظلم و ستم بهتر جلوگيرى مى‏كند. «3» و مهر زنان را [بطور كامل‏] بعنوان يك بدهى [يا عطيه‏،] به آنان بپردازيد! [ولى‏] اگر آنها چيزى از آن را با رضايت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف كنيد! «4» اموال خود را، كه خداوند وسيله قوام زندگى شما قرار داده‏، به دست سفيهان نسپاريد و از آن‏، به آنها روزى دهيد! و لباس بر آنان بپوشانيد و با آنها سخن شايسته بگوييد! «5» و يتيمان را چون به حد بلوغ برسند، بيازماييد! اگر در آنها رشد [كافى‏] يافتيد، اموالشان را به آنها بدهيد! و پيش از آنكه بزرگ شوند، اموالشان را از روى اسراف نخوريد! هر كس كه بى‏نياز است‏، [از برداشت حق الزحمه‏] خوددارى كند؛ و آن كس كه نيازمند است‏، به طور شايسته [و مطابق زحمتى كه مى‏كشد،] از آن بخورد. و هنگامى كه اموالشان را به آنها بازمى‏گردانيد، شاهد بگيريد! اگر چه خداوند براى محاسبه كافى است‏. «6» براى مردان‏، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان از خود بر جاى مى‏گذارند، سهمى است‏؛ و براى زنان نيز، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان مى‏گذارند، سهمى‏؛ خواه آن مال‏، كم باشد يا زياد؛ اين سهمى است تعيين شده و پرداختنى‏. «7» و اگر بهنگام تقسيم [ارث‏]، خويشاوندان [و طبقه‏اى كه ارث نمى‏برند] و يتيمان و مستمندان‏، حضور داشته باشند، چيزى از آن اموال را به آنها بدهيد! و با آنان به طور شايسته سخن بگوييد! «8» كسانى كه اگر فرزندان ناتوانى از خود بيادگار بگذارند از آينده آنان مى‏ترسند، بايد [از ستم درباره يتيمان مردم‏] بترسند! از [مخالفت‏] خدا بپرهيزند، و سخنى استوار بگويند. «9» كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى‏خورند، [در حقيقت‏،] تنها آتش مى‏خورند؛ و بزودى در شعله‏هاى آتش [دوزخ‏] مى‏سوزند. «10» خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مى‏كند كه سهم [ميراث‏] پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد؛ و اگر فرزندان شما، [دو دختر و] بيش از دو دختر باشند، دو سوم ميراث از آن آنهاست‏؛ و اگر يكى باشد، نيمى [از ميراث‏،] از آن اوست‏. و براى هر يك از پدر و مادر او، يك ششم ميراث است‏، اگر [ميت‏] فرزندى داشته باشد؛ و اگر فرزندى نداشته باشد، و [تنها] پدر و مادر از او ارث برند، براى مادر او يك سوم است [و بقيه از آن پدر است‏]؛ و اگر او برادرانى داشته باشد، مادرش يك ششم مى‏برد [و پنج ششم باقيمانده‏، براى پدر است‏]. [همه اينها،] بعد از انجام وصيتى است كه او كرده‏، و بعد از اداى دين است -شما نمى‏دانيد پدران و مادران و فرزندانتان‏، كداميك براى شما سودمندترند!- اين فريضه الهى است‏؛ و خداوند، دانا و حكيم است‏. «11» و براى شما، نصف ميراث زنانتان است‏، اگر آنها فرزندى نداشته باشند؛ و اگر فرزندى داشته باشند، يك چهارم از آن شماست‏؛ پس از انجام وصيتى كه كرده‏اند، و اداى دين [آنها]. و براى زنان شما، يك چهارم ميراث شماست‏، اگر فرزندى نداشته باشيد؛ و اگر براى شما فرزندى باشد، يك هشتم از آن آنهاست‏؛ بعد از انجام وصيتى كه كرده‏ايد، و اداى دين‏. و اگر مردى بوده باشد كه كلاله [= خواهر يا برادر] از او ارث مى‏برد، يا زنى كه برادر يا خواهرى دارد، سهم هر كدام‏، يك ششم است [اگر برادران و خواهران مادرى باشند]؛ و اگر بيش از يك نفر باشند، آنها در يك سوم شريكند؛ پس از انجام وصيتى كه شده‏، و اداى دين‏؛ بشرط آنكه [از طريق وصيت و اقرار به دين‏،] به آنها ضرر نزند. اين سفارش خداست‏؛ و خدا دانا و بردبار است‏. «12» اينها مرزهاى الهى است‏؛ و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند، [و قوانين او را محترم بشمرد،] خداوند وى را در باغهايى از بهشت وارد مى‏كند كه همواره‏، آب از زير درختانش جارى است‏؛ جاودانه در آن مى‏مانند؛ و اين‏، پيروزى بزرگى است‏! «13» و آن كس كه نافرمانى خدا و پيامبرش را كند و از مرزهاى او تجاوز نمايد، او را در آتشى وارد مى‏كند كه جاودانه در آن خواهد ماند؛ و براى او مجازات خواركننده‏اى است‏. «14» و كسانى از زنان شما كه مرتكب زنا شوند، چهار نفر از مسلمانان را بعنوان شاهد بر آنها بطلبيد! اگر گواهى دادند، آنان [= زنان‏] را در خانه ها[ى خود] نگاه داريد تا مرگشان فرارسد؛ يا اينكه خداوند، راهى براى آنها قرار دهد. «15» و از ميان شما، آن مردان و زنانى كه [همسر ندارند، و] مرتكب آن كار [زشت‏] مى‏شوند، آنها را آزار دهيد [و حد بر آنان جارى نماييد]! و اگر توبه كنند، و [خود را] اصلاح نمايند، [و به جبران گذشته بپردازند،] از آنها درگذريد! زيرا خداوند، توبه‏پذير و مهربان است‏. «16» پذيرش توبه از سوى خدا، تنها براى كسانى است كه كار بدى را از روى جهالت انجام مى‏دهند، سپس زود توبه مى‏كنند. خداوند، توبه چنين اشخاصى را مى‏پذيرد؛ و خدا دانا و حكيم است‏. «17» براى كسانى كه كارهاى بد را انجام مى‏دهند، و هنگامى كه مرگ يكى از آنها فرا مى‏رسد مى‏گويد: (الان توبه كردم‏!) توبه نيست‏؛ و نه براى كسانى كه در حال كفر از دنيا مى‏روند؛ اينها كسانى هستند كه عذاب دردناكى برايشان فراهم كرده‏ايم‏. «18» اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! براى شما حلال نيست كه از زنان‏، از روى اكراه [و ايجاد ناراحتى براى آنها،] ارث ببريد! و آنان را تحت فشار قرار ندهيد كه قسمتى از آنچه را به آنها داده‏ايد [از مهر]، تملك كنيد! مگر اينكه آنها عمل زشت آشكارى انجام دهند. و با آنان‏، بطور شايسته رفتار كنيد! و اگر از آنها، [بجهتى‏] كراهت داشتيد، [فوراً تصميم به جدايى نگيريد!] چه بسا چيزى خوشايند شما نباشد، و خداوند خير فراوانى در آن قرار مى‏دهد! «19» و اگر تصميم گرفتيد كه همسر ديگرى به جاى همسر خود انتخاب كنيد، و مال فراوانى [بعنوان مهر] به او پرداخته‏ايد، چيزى از آن را پس نگيريد! آيا براى بازپس گرفتن مهر آنان‏، به تهمت و گناه آشكار متوسل مى‏شويد؟! «20» و چگونه آن را باز پس مى‏گيريد، در حالى كه شما با يكديگر تماس و آميزش كامل داشته‏ايد؟ و [از اين گذشته‏،] آنها [هنگام ازدواج‏،] از شما پيمان محكمى گرفته‏اند! «21» با زنانى كه پدران شما با آنها ازدواج كرده‏اند، هرگز ازدواج نكنيد! مگر آنچه درگذشته [پيش از نزول اين حكم‏] انجام شده است‏؛ زيرا اين كار، عملى زشت و تنفرآور و راه نادرستى است‏. «22» حرام شده است بر شما، مادرانتان‏، و دختران‏، و خواهران‏، و عمه‏ها، و خاله‏ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانى كه شما را شير داده‏اند، و خواهران رضاعى شما، و مادران همسرانتان‏، و دختران همسرتان كه در دامان شما پرورش يافته‏اند از همسرانى كه با آنها آميزش جنسى داشته‏ايد -و چنانچه با آنها آميزش جنسى نداشته‏ايد، [دختران آنها] براى شما مانعى ندارد- و [همچنين‏] همسرهاى پسرانتان كه از نسل شما هستند [-نه پسرخوانده‏ها-] و [نيز حرام است بر شما] جمع ميان دو خواهر كنيد؛ مگر آنچه در گذشته واقع شده‏؛ چرا كه خداوند، آمرزنده و مهربان است‏. «23» و زنان شوهردار [بر شما حرام است‏؛] مگر آنها را كه [از راه اسارت‏] مالك شده‏ايد؛ [زيرا اسارت آنها در حكم طلاق است‏؛] اينها احكامى است كه خداوند بر شما مقرّر داشته است‏. اما زنان ديگر غير از اينها [كه گفته شد]، براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختيار كنيد؛ در حالى كه پاكدامن باشيد و از زنا، خوددارى نماييد. و زنانى را كه متعه [= ازدواج موقت‏] مى‏كنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد. و گناهى بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين مهر، با يكديگر توافق كرده‏ايد. [بعداً مى‏توانيد با توافق‏، آن را كم يا زياد كنيد.] خداوند، دانا و حكيم است‏. «24» و آنها كه توانايى ازدواج با زنان [آزاد] پاكدامن باايمان را ندارند، مى‏توانند با زنان پاكدامن از بردگان باايمانى كه در اختيار داريد ازدواج كنند -خدا به ايمان شما آگاه‏تر است‏؛ و همگى اعضاى يك پيكريد- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزويج نماييد، و مهرشان را به خودشان بدهيد؛ به شرط آنكه پاكدامن باشند، نه بطور آشكار مرتكب زنا شوند، و نه دوست پنهانى بگيرند. و در صورتى كه (محصنه‏) باشند و مرتكب عمل منافى عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت‏. اين [اجازه ازدواج با كنيزان‏] براى كسانى از شماست كه بترسند [از نظر غريزه جنسى‏] به زحمت بيفتند؛ و [با اين حال نيز] خوددارى [از ازدواج با آنان‏] براى شما بهتر است‏. و خداوند، آمرزنده و مهربان است‏. «25» خداوند مى‏خواهد [با اين دستورها، راه‏هاى خوشبختى و سعادت را] براى شما آشكار سازد، و به سنتهاى [صحيح‏] پيشينيان رهبرى كند. و خداوند دانا و حكيم است‏. «26» خدا مى‏خواهد شما را ببخشد [و از آلودگى پاك نمايد]، امّا آنها كه پيرو شهواتند، مى‏خواهند شما بكلى منحرف شويد. «27» خدا ميخواهد [با احكام مربوط به ازدواج با كنيزان و مانند آن‏،] كار را بر شما سبك كند؛ و انسان‏، ضعيف آفريده شده‏؛ [و در برابر طوفان غرايز، مقاومت او كم است‏] «28» اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اموال يكديگر را به باطل [و از طرق نامشروع‏] نخوريد مگر اينكه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد. و خودكشى نكنيد! خداوند نسبت به شما مهربان است‏. «29» و هر كس اين عمل را از روى تجاوز و ستم انجام دهد، بزودى او را در آتشى وارد خواهيم ساخت‏؛ و اين كار براى خدا آسان است‏. «30» اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى مى‏شويد پرهيز كنيد، گناهان كوچك شما را مى‏پوشانيم‏؛ و شما را در جايگاه خوبى وارد مى‏سازيم‏. «31» برتريهايى را كه خداوند براى بعضى از شما بر بعضى ديگر قرار داده آرزو نكنيد! [اين تفاوتهاى طبيعى و حقوقى‏، براى حفظ نظام زندگى شما، و بر طبق عدالت است‏. ولى با اين حال‏،] مردان نصيبى از آنچه به دست مى‏آورند دارند، و زنان نيز نصيبى‏؛ [و نبايد حقوق هيچ‏يك پايمال گردد]. و از فضل [و رحمت و بركت‏] خدا، براى رفع تنگناها طلب كنيد! و خداوند به هر چيز داناست‏. «32» براى هر كسى‏، وارثانى قرار داديم‏، كه از ميراث پدر و مادر و نزديكان ارث ببرند؛ و [نيز] كسانى كه با آنها پيمان بسته‏ايد، نصيبشان را بپردازيد! خداوند بر هر چيز، شاهد و ناظر است‏. «33» مردان‏، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند [از نظر نظام اجتماع‏] براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است‏، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان [در مورد زنان‏] مى‏كنند. و زنان صالح‏، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب [همسر خود،] اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده‏، حفظ مى‏كنند. و [امّا] آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! [و اگر مؤثر واقع نشد،] در بستر از آنها دورى نماييد! و [اگر هيچ راهى جز شدت عمل‏، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،] آنها را تنبيه كنيد! و اگر از شما پيروى كردند، راهى براى تعدّى بر آنها نجوييد! [بدانيد] خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است‏. [و قدرت او، بالاترين قدرتهاست‏.] «34» و اگر از جدايى و شكاف ميان آن دو [همسر] بيم داشته باشيد، يك داور از خانواده شوهر، و يك داور از خانواده زن انتخاب كنيد [تا به كار آنان رسيدگى كنند]. اگر اين دو داور، تصميم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آنها كمك مى‏كند؛ زيرا خداوند، دانا و آگاه است [و از نيات همه‏، با خبر است‏]. «35» و خدا را بپرستيد! و هيچ‏چيز را همتاى او قرار ندهيد! و به پدر و مادر، نيكى كنيد؛ همچنين به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان‏، و همسايه نزديك‏، و همسايه دور، و دوست و همنشين‏، و واماندگان در سفر، و بردگانى كه مالك آنها هستيد؛ زيرا خداوند، كسى را كه متكبر و فخر فروش است‏، [و از اداى حقوق ديگران سرباز مى‏زند،] دوست نمى‏دارد. «36» آنها كسانى هستند كه بخل مى‏ورزند، و مردم را به بخل دعوت مى‏كنند، و آنچه را كه خداوند از فضل [و رحمت‏] خود به آنها داده‏، كتمان مى‏نمايند. [اين عمل‏، در حقيقت از كفرشان سرچشمه گرفته‏؛] و ما براى كافران‏، عذاب خواركننده‏اى آماده كرده‏ايم‏. «37» و آنها كسانى هستند كه اموال خود را براى نشان‏دادن به مردم انفاق مى‏كنند، و ايمان به خدا و روز بازپسين ندارند؛ [چرا كه شيطان‏، رفيق و همنشين آنهاست‏؛] و كسى كه شيطان قرين او باشد، بد همنشين و قرينى است‏. «38» چه مى‏شد اگر آنها به خدا و روز بازپسين ايمان مى‏آوردند، و از آنچه خدا به آنان روزى داده‏، [در راه او] انفاق مى‏كردند؟! و خداوند از [اعمال و نيات‏] آنها آگاه است‏. «39» خداوند [حتّى‏] به اندازه سنگينى ذره‏اى ستم نمى‏كند؛ و اگر كار نيكى باشد، آن را دو چندان مى‏سازد؛ و از نزد خود، پاداش عظيمى [در برابر آن‏] مى‏دهد. «40» حال آنها چگونه است آن روزى كه از هر امتى‏، شاهد و گواهى [بر اعمالشان‏] مى‏آوريم‏، و تو را نيز بر آنان گواه خواهيم آورد؟ «41» در آن روز، آنها كه كافر شدند و با پيامبر [ص‏] بمخالفت برخاستند، آرزو مى‏كنند كه اى كاش [خاك بودند، و] خاك آنها با زمينهاى اطراف يكسان مى‏شد [و بكلى محو و فراموش مى‏شدند]. در آن روز، [با آن همه گواهان‏،] سخنى را نمى‏توانند از خدا پنهان كنند. «42» اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در حال مستى به نماز نزديك نشويد، تا بدانيد چه مى‏گوييد! و همچنين هنگامى كه جنب هستيد -مگر اينكه مسافر باشيد- تا غسل كنيد. و اگر بيماريد، يا مسافر، و يا (قضاى حاجت‏) كرده‏ايد، و يا با زنان آميزش جنسى داشته‏ايد، و در اين حال‏، آب [براى وضو يا غسل‏] نيافتيد، با خاك پاكى تيمّم كنيد! [به اين طريق كه‏] صورتها و دستهايتان را با آن مسح نماييد. خداوند، بخشنده و آمرزنده است‏. «43» آيا نديدى كسانى را كه بهره‏اى از كتاب [خدا] به آنها داده شده بود، [به جاى اينكه از آن‏، براى هدايت خود و ديگران استفاده كنند، براى خويش‏] گمراهى مى‏خرند، و مى‏خواهند شما نيز گمراه شويد؟ «44» خدا به دشمنان شما آگاهتر است‏؛ [ولى آنها زيانى به شما نمى‏رسانند.] و كافى است كه خدا ولىِّ شما باشد؛ و كافى است كه خدا ياور شما باشد. «45» بعضى از يهود، سخنان را از جاى خود، تحريف مى‏كنند؛ و [به جاى اينكه بگويند: (شنيديم و اطاعت كرديم‏)]، مى‏گويند: (شنيديم و مخالفت كرديم‏! و [نيز مى‏گويند:] بشنو! كه هرگز نشنوى‏! و [از روى تمسخر مى‏گويند:] راعنا [= ما را تحميق كن‏! ]) تا با زبان خود، حقايق را بگردانند و در آيين خدا، طعنه زنند. ولى اگر آنها [به جاى اين همه لجاجت‏] مى‏گفتند: (شنيديم و اطاعت كرديم‏؛ و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده [تا حقايق را درك كنيم‏])، براى آنان بهتر،و با واقعيت سازگارتر بود. ولى خداوند، آنها را بخاطر كفرشان‏، از رحمت خود دور ساخته است‏؛ از اين رو جز عدّه كمى ايمان نمى‏آورند. «46» اى كسانى كه كتاب [خدا] به شما داده شده‏! به آنچه [بر پيامبر خود] نازل كرديم -و هماهنگ با نشانه‏هايى است كه با شماست‏- ايمان بياوريد، پيش از آنكه صورتهايى را محو كنيم‏، سپس به پشت سر بازگردانيم‏، يا آنها را از رحمت خود دور سازيم‏، همان گونه كه (اصحاب سبت‏) [= گروهى از تبهكاران بنى اسرائيل‏] را دور ساختيم‏؛ و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنى است‏! «47» خداوند [هرگز] شرك را نمى‏بخشد! و پايين‏تر از آن را براى هر كس [بخواهد و شايسته بداند] مى‏بخشد. و آن كسى كه براى خدا، شريكى قرار دهد، گناه بزرگى مرتكب شده است‏. «48» آيا نديدى كسانى را كه خودستايى مى‏كنند؟! [اين خود ستاييها، بى‏ارزش است‏؛] بلكه خدا هر كس را بخواهد، ستايش مى‏كند؛ و كمترين ستمى به آنها نخواهد شد. «49» ببين چگونه بر خدا دروغ مى‏بندند! و همين گناه آشكار، [براى مجازات آنان‏] كافى است‏. «50» آيا نديدى كسانى را كه بهره‏اى از كتاب [خدا] به آنان داده شده‏، [با اين حال‏]، به (جبت‏) و (طاغوت‏) [= بت و بت‏پرستان‏] ايمان مى‏آورند، و درباره كافران مى‏گويند: (آنها، از كسانى كه ايمان آورده‏اند، هدايت يافته‏ترند)؟! «51» آنها كسانى هستند كه خداوند، ايشان را از رحمت خود، دور ساخته است‏؛ و هر كس را خدا از رحمتش دور سازد، ياورى براى او نخواهى يافت‏. «52» آيا آنها [= يهود] سهمى در حكومت دارند [كه بخواهند چنين داورى كنند]؟ در حالى كه اگر چنين بود، [همه چيز را در انحصار خود مى‏گرفتند،] و كمترين حق را به مردم نمى‏دادند. «53» يا اينكه نسبت به مردم [= پيامبر و خاندانش‏]، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده‏، حسد مى‏ورزند؟ ما به آل ابراهيم‏، [كه يهود از خاندان او هستند نيز،] كتاب و حكمت داديم‏؛ و حكومت عظيمى در اختيار آنها [= پيامبران بنى اسرائيل‏] قرار داديم‏. «54» ولى جمعى از آنها به آن ايمان آوردند؛ و جمعى راه [مردم را] بر آن بستند. و شعله فروزانِ آتش دوزخ‏، براى آنها كافى است‏! «55» كسانى كه به آيات ما كافر شدند، بزودى آنها را در آتشى وارد مى‏كنيم كه هرگاه پوستهاى تنشان [در آن‏] بريان گردد [و بسوزد]، پوستهاى ديگرى به جاى آن قرار مى‏دهيم‏، تا كيفر [الهى‏] را بچشند. خداوند، توانا و حكيم است [و روى حساب‏، كيفر مى‏دهد]. «56» و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، بزودى آنها را در باغهايى از بهشت وارد مى‏كنيم كه نهرها از زير درختانش جارى است‏؛ هميشه در آن خواهند ماند؛ و همسرانى پاكيزه براى آنها خواهد بود؛ و آنان را در سايه‏هاى گسترده [و فرح بخش‏] جاى ميدهيم‏. «57» خداوند به شما فرمان مى‏دهد كه امانتها را به صاحبانش بدهيد! و هنگامى كه ميان مردم داورى مى‏كنيد، به عدالت داورى كنيد! خداوند، اندرزهاى خوبى به شما مى‏دهد! خداوند، شنوا و بيناست‏. «58» اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [= اوصياى پيامبر] را! و هرگاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد [و از آنها داورى بطلبيد] اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين [كار] براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است‏. «59» آيا نديدى كسانى را كه گمان مى‏كنند به آنچه [از كتابهاى آسمانى كه‏] بر تو و بر پيشينيان نازل شده‏، ايمان آورده‏اند، ولى مى‏خواهند براى داورى نزد طاغوت و حكّام باطل بروند؟! با اينكه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كافر شوند. امّا شيطان مى‏خواهد آنان را گمراه كند، و به بيراهه‏هاى دور دستى بيفكند. «60» و هنگامى كه به آنها گفته شود: (به سوى آنچه خداوند نازل كرده‏، و به سوى پيامبر بياييد)، منافقان را مى‏بينى كه [از قبول دعوت‏] تو، اعراض مى‏كنند! «61» پس چگونه وقتى به خاطر اعمالشان‏، گرفتار مصيبتى مى‏شوند، سپس به سراغ تو مى‏آيند، سوگند ياد مى‏كنند كه منظورِ [ما از بردنِ داورى نزد ديگران‏]، جز نيكى كردن و توافق [ميان طرفين نزاع‏،] نبوده است‏؟! «62» آنها كسانى هستند كه خدا، آنچه را در دل دارند، مى‏داند. از [مجازات‏] آنان صرف نظر كن‏! و آنها را اندرز ده‏! و با بيانى رسا، نتايج اعمالشان را به آنها گوشزد نما! «63» ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر براى اين كه به فرمان خدا، از وى اطاعت شود. و اگر اين مخالفان‏، هنگامى كه به خود ستم مى‏كردند [و فرمانهاى خدا را زير پا مى‏گذاردند]، به نزد تو مى‏آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند؛ و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‏كرد؛ خدا را توبه پذير و مهربان مى‏يافتند. «64» به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينكه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند؛ و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نكنند؛ و كاملا تسليم باشند. «65» اگر [همانند بعضى از امتهاى پيشين‏،] به آنان دستور مى‏داديم‏: (يكديگر را به قتل برسانيد)، و يا: (از وطن و خانه خود، بيرون رويد)، تنها عده كمى از آنها عمل مى‏كردند! و اگر اندرزهايى را كه به آنان داده مى‏شد انجام مى‏دادند، براى آنها بهتر بود؛ و موجب تقويت ايمان آنها مى‏شد. «66» و در اين صورت‏، پاداش بزرگى از ناحيه خود به آنها مى‏داديم‏. «67» و آنان را به راه راست‏، هدايت مى‏كرديم‏. «68» و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، [در روز رستاخيز،] همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده‏؛ از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان‏؛ و آنها رفيقهاى خوبى هستند! «69» اين موهبتى از ناحيه خداست‏. و كافى است كه او، [از حالِ بندگان‏، و نيّات و اعمالشان‏] آگاه است‏. «70» اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! آمادگى خود را [در برابر دشمن‏] حفظ كنيد و در دسته‏هاى متعدّد، يا بصورت دسته واحد، [طبق شرايط هر زمان و هر مكان‏،] به سوى دشمن حركت نماييد! «71» در ميان شما، افرادى [منافق‏] هستند، كه [هم خودشان سست مى‏باشند، و هم‏] ديگران را به سستى مى‏كشانند؛ اگر مصيبتى به شما برسد، مى‏گويند: (خدا به ما نعمت داد كه با مجاهدان نبوديم‏، تا شاهد [آن مصيبت‏] باشيم‏!) «72» و اگر غنيمتى از جانب خدا به شما برسد، درست مثل اينكه هرگز ميان شما و آنها دوستى و موّدتى نبوده‏، مى‏گويند: (اى كاش ما هم با آنها بوديم‏، و به رستگارى [و پيروزى‏] بزرگى مى‏رسيديم‏!) «73» كسانى كه زندگى دنيا را به آخرت فروخته‏اند، بايد در راه خدا پيكار كنند!و آن كس كه در راه خدا پيكار كند، و كشته شود يا پيروز گردد، پاداش بزرگى به او خواهيم داد. «74» چرا در راه خدا، و [در راه‏] مردان و زنان و كودكانى كه [به دست ستمگران‏]تضعيف شده‏اند، پيكار نمى‏كنيد؟! همان افراد [ستمديده‏اى‏] كه مى‏گويند: (پروردگارا! ما را از اين شهر [مكه‏]، كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده‏! و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما! «75» كسانى كه ايمان دارند، در راه خدا پيكار مى‏كنند؛ و آنها كه كافرند، در راه طاغوت [= بت و افراد طغيانگر]. پس شما با ياران شيطان‏، پيكار كنيد! [و از آنها نهراسيد!] زيرا كه نقشه شيطان‏، [همانند قدرتش‏] ضعيف است‏. «76» آيا نديدى كسانى را كه [در مكّه‏] به آنها گفته شد: (فعلا] دست از جهاد بداريد! و نماز را برپا كنيد! و زكات بپردازيد!) [امّا آنها از اين دستور، ناراحت بودند]، ولى هنگامى كه [در مدينه‏] فرمان جهاد به آنها داده شد، جمعى از آنان‏، از مردم مى‏ترسيدند، همان گونه كه از خدا مى‏ترسند، بلكه بيشتر! و گفتند: (پروردگارا! چرا جهاد را بر ما مقرّر داشتى‏؟! چرا اين فرمان را تا زمان نزديكى تأخير نينداختى‏؟!) به آنها بگو: (سرمايه زندگى دنيا، ناچيز است‏!و سراى آخرت‏، براى كسى كه پرهيزگار باشد، بهتر است‏! و به اندازه رشته شكافِ هسته خرمايى‏، به شما ستم نخواهد شد! «77» هر جا باشيد، مرگ شما را درمى‏يابد؛ هر چند در برجهاى محكم باشيد! و اگر به آنها [= منافقان‏] حسنه [و پيروزى‏] برسد، مى‏گويند: (اين‏، از ناحيه خداست‏.)و اگر سيّئه [و شكستى‏] برسد، مى‏گويند: (اين‏، از ناحيه توست‏.) بگو: (همه اينها از ناحيه خداست‏.) پس چرا اين گروه حاضر نيستند سخنى را درك كنند؟! «78» [آرى‏،] آنچه از نيكيها به تو مى‏رسد، از طرف خداست‏؛ و آنچه از بدى به تو مى‏رسد، از سوى خود توست‏. و ما تو را رسول براى مردم فرستاديم‏؛ و گواهى خدا در اين باره‏، كافى است‏! «79» كسى كه از پيامبر اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده‏؛ و كسى كه سرباز زند، تو را نگهبان [و مراقب‏] او نفرستاديم [و در برابر او، مسؤول نيستى‏]. «80» آنها در حضور تو مى‏گويند: (فرمانبرداريم‏)؛ امّا هنگامى كه از نزد تو بيرون مى‏روند، جمعى از آنان بر خلاف گفته‏هاى تو، جلسات سرّى شبانه تشكيل مى‏دهند؛ آنچه را در اين جلسات مى‏گويند، خداوند مى‏نويسد. اعتنايى به آنها نكن‏! [و از نقشه‏هاى آنان وحشت نداشته باش‏!] و بر خدا توكّل كن‏! كافى است كه او يار و مدافع تو باشد. «81» آيا درباره قرآن نمى‏انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند. «82» و هنگامى كه خبرى از پيروزى يا شكست به آنها برسد، [بدون تحقيق‏،] آن را شايع مى‏سازند؛ در حالى كه اگر آن را به پيامبر و پيشوايان -كه قدرت تشخيص كافى دارند- بازگردانند، از ريشه‏هاى مسائل آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه كمى‏، همگى از شيطان پيروى مى‏كرديد [و گمراه مى‏شديد]. «83» در راه خدا پيكار كن‏! تنها مسؤول وظيفه خود هستى‏! و مؤمنان را [بر اين كار،] تشويق نما! اميد است خداوند از قدرت كافران جلوگيرى كند [حتى اگر تنها خودت به ميدان بروى‏]! و خداوند قدرتش بيشتر، و مجازاتش دردناكتر است‏. «84» كسى كه شفاعت [= تشويق و كمك‏] به كار نيكى كند، نصيبى از آن براى او خواهد بود؛ و كسى كه شفاعت [= تشويق و كمك‏] به كار بدى كند، سهمى از آن خواهد داشت‏. و خداوند، حسابرس و نگهدار هر چيز است‏. «85» هرگاه به شما تحيّت گويند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهيد؛ يا [لااقل‏] به همان گونه پاسخ گوييد! خداوند حساب همه چيز را دارد. «86»خداوند، معبودى جز او نيست‏! و به يقين‏، همه شما را در روز رستاخيز -كه شكى در آن نيست‏- جمع مى‏كند! و كيست كه از خداوند، راستگوتر باشد؟ «87» چرا درباره منافقين دو دسته شده‏ايد؟! [بعضى جنگ با آنها را ممنوع‏، و بعضى مجاز مى‏دانيد.] در حالى كه خداوند بخاطر اعمالشان‏، [افكار] آنها را كاملاً وارونه كرده است‏! آيا شما مى‏خواهيد كسانى را كه خداوند [بر اثر اعمال زشتشان‏] گمراه كرده‏، هدايت كنيد؟! در حالى كه هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى او نخواهى يافت‏. «88» آنان آرزو مى‏كنند كه شما هم مانند ايشان كافر شويد، و مساوى يكديگر باشيد. بنابر اين‏، از آنها دوستانى انتخاب نكنيد، مگر اينكه [توبه كنند، و] در راه خدا هجرت نمايند. هرگاه از اين كار سر باز زنند، [و به اقدام بر ضدّ شما ادامه دهند،] هر جا آنها را يافتيد، اسير كنيد! و [در صورت احساس خطر] به قتل برسانيد! و از ميان آنها، دوست و يار و ياورى اختيار نكنيد!. «89» مگر آنها كه با همپيمانان شما، پيمان بسته‏اند؛ يا آنها كه به سوى شما مى‏آيند، و از پيكار با شما، يا پيكار با قوم خود ناتوان شده‏اند؛ [نه سر جنگ با شما دارند، و نه توانايى مبارزه با قوم خود.] و اگر خداوند بخواهد، آنان را بر شما مسلطّ مى‏كند تا با شما پيكار كنند. پس اگر از شما كناره‏گيرى كرده و با شما پيكار ننمودند، [بلكه‏] پيشنهاد صلح كردند، خداوند به شما اجازه نمى‏دهد كه متعرّض آنان شويد. «90» بزودى جمعيّت ديگرى را مى‏يابيد كه مى‏خواهند هم از ناحيه شما در امان باشند، و هم از ناحيه قوم خودشان [كه مشركند. لذا نزد شما ادّعاى ايمان مى‏كنند؛ ولى‏] هر زمان آنان را به سوى فتنه [و بت پرستى‏] بازگردانند، با سر در آن فرو مى‏روند! اگر از درگيرى با شما كنار نرفتند و پيشنهاد صلح نكردند و دست از شما نكشيدند، آنها را هر جا يافتيد اسير كنيد و [يا] به قتل برسانيد! آنها كسانى هستند كه ما براى شما، تسلّط آشكارى نسبت به آنان قرار داده‏ايم‏. «91» هيچ فرد باايمانى مجاز نيست كه مؤمنى را به قتل برساند، مگر اينكه اين كار از روى خطا و اشتباه از او سر زند؛ [و در عين حال‏،] كسى كه مؤمنى را از روى خطا به قتل رساند، بايد يك برده مؤمن را آزاد كند و خونبهايى به كسان او بپردازد؛ مگر اينكه آنها خونبها را ببخشند. و اگر مقتول‏، از گروهى باشد كه دشمنان شما هستند [و كافرند]، ولى مقتول باايمان بوده‏، [تنها] بايد يك برده مؤمن را آزاد كند [و پرداختن خونبها لازم نيست‏]. و اگر از جمعيّتى باشد كه ميان شما و آنها پيمانى برقرار است‏، بايد خونبهاى او را به كسان او بپردازد، و يك برده مؤمن [نيز] آزاد كند. و آن كس كه دسترسى [به آزاد كردن برده‏] ندارد، دو ماه پى در پى روزه مى‏گيرد. اين‏، [يك نوع تخفيف‏، و] توبه الهى است‏. و خداوند، دانا و حكيم است‏. «92» و هر كس‏، فرد باايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است‏؛ در حالى كه جاودانه در آن مى‏ماند؛ و خداوند بر او غضب مى‏كند؛ و او را از رحمتش دور مى‏سازد؛ و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است‏. «93» اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه در راه خدا گام مى‏زنيد [و به سفرى براى جهاد مى‏رويد]، تحقيق كنيد! و بخاطر اينكه سرمايه ناپايدار دنيا [و غنايمى‏] به دست آوريد، به كسى كه اظهار صلح و اسلام مى‏كند نگوييد: (مسلمان نيستى‏) زيرا غنيمتهاى فراوانى [براى شما] نزد خداست‏. شما قبلاً چنين بوديد؛ و خداوند بر شما منّت نهاد [و هدايت شديد]. پس‏، [بشكرانه اين نعمت بزرگ‏،] تحقيق كنيد! خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است‏. «94» [هرگز] افراد باايمانى كه بدون بيمارى و ناراحتى‏، از جهاد بازنشستند، با مجاهدانى كه در راه خدا با مال و جان خود جهاد كردند، يكسان نيستند! خداوند، مجاهدانى را كه با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان [= ترك‏كنندگان جهاد] برترى مهمّى بخشيده‏؛ و به هر يك از اين دو گروه [به نسبت اعمال نيكشان‏،] خداوند وعده پاداش نيك داده‏، و مجاهدان را بر قاعدان‏، با پاداش عظيمى برترى بخشيده است‏. «95» درجات [مهمّى‏] از ناحيه خداوند، و آمرزش و رحمت [نصيب آنان مى‏گردد]؛ و [اگر لغزشهايى داشته‏اند،] خداوند آمرزنده و مهربان است‏. «96» كسانى كه فرشتگان [قبض ارواح‏]، روح آنها را گرفتند در حالى كه به خويشتن ستم كرده بودند، به آنها گفتند: (شما در چه حالى بوديد؟ [و چرا با اينكه مسلمان بوديد، در صفِ كفّار جاى داشتيد؟!]) گفتند: (ما در سرزمين خود، تحت فشار و مستضعف بوديم‏.) آنها [= فرشتگان‏] گفتند: (مگر سرزمين خدا، پهناور نبود كه مهاجرت كنيد؟!) آنها [عذرى نداشتند، و] جايگاهشان دوزخ است‏، و سرانجام بدى دارند. «97» مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكانى كه براستى تحت فشار قرار گرفته‏اند [و حقيقتاً مستضعفند]؛ نه چاره‏اى دارند، و نه راهى [براى نجات از آن محيط آلوده‏] مى‏يابند. «98» ممكن است خداوند، آنها را مورد عفو قرار دهد؛ و خداوند، عفو كننده و آمرزنده است‏. «99» كسى كه در راه خدا هجرت كند، جاهاى امنِ فراوان و گسترده‏اى در زمين مى‏يابد. و هر كس بعنوان مهاجرت به سوى خدا و پيامبر او، از خانه خود بيرون رود، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست‏؛ و خداوند، آمرزنده و مهربان است‏. «100» هنگامى كه سفر مى‏كنيد، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد اگر از فتنه [و خطر] كافران بترسيد؛ زيرا كافران‏، براى شما دشمن آشكارى هستند. «101» و هنگامى كه در ميان آنها باشى‏، و [در ميدان جنگ‏] براى آنها نماز را برپا كنى‏، بايد دسته‏اى از آنها با تو [به نماز] برخيزند، و سلاحهايشان را با خود برگيرند؛ و هنگامى كه سجده كردند [و نماز را به پايان رساندند]، بايد به پشتِ سرِ شما [به ميدان نبرد] بروند، و آن دسته ديگر كه نماز نخوانده‏اند [و مشغول پيكار بوده‏اند]، بيايند و با تو نماز بخوانند؛ آنها بايد وسايل دفاعى و سلاحهايشان [را در حال نماز] با خود حمل كنند؛ [زيرا] كافران آرزو دارند كه شما از سلاحها و متاعهاى خود غافل شويد و يكباره به شما هجوم آورند. و اگر از باران ناراحتيد، و يا بيمار [و مجروح ]هستيد، مانعى ندارد كه سلاحهاى خود را بر زمين بگذاريد؛ ولى وسايل دفاعى [مانند زره و خود را] با خود برداريد خداوند، عذاب خواركننده‏اى براى كافران فراهم ساخته است‏. «102» و هنگامى كه نماز را به پايان رسانديد، خدا را ياد كنيد؛ ايستاده‏، و نشسته‏، و در حالى كه به پهلو خوابيده‏ايد! و هرگاه آرامش يافتيد [و حالت ترس زايل گشت‏]، نماز را [به طور معمول‏] انجام دهيد، زيرا نماز، وظيفه ثابت و معيّنى براى مؤمنان است‏! «103» و در راه تعقيب دشمن‏، [هرگز] سست نشويد! [زيرا] اگر شما درد و رنج مى‏بينيد، آنها نيز همانند شما درد و رنج مى‏بينند؛ ولى شما اميدى از خدا داريد كه آنها ندارند؛ و خداوند، دانا و حكيم است‏. «104» ما اين كتاب را بحق بر تو نازل كرديم‏؛ تا به آنچه خداوند به تو آموخته‏، در ميان مردم قضاوت كنى‏؛ و از كسانى مباش كه از خائنان حمايت نمايى‏! «105»و از خداوند، طلب آمرزش نما! كه خداوند، آمرزنده و مهربان است‏. «106» و از آنها كه به خود خيانت كردند، دفاع مكن‏! زيرا خداوند، افراد خيانت‏پيشه گنهكار را دوست ندارد. «107» آنها زشتكارىِ خود را از مردم پنهان مى‏دارند؛ اما از خدا پنهان نمى‏دارند، و هنگامى كه در مجالس شبانه‏، سخنانى كه خدا راضى نبود مى‏گفتند، خدا با آنها بود، خدا به آنچه انجام مى‏دهند، احاطه دارد. «108» آرى‏، شما همانا هستيد كه در زندگى اين جهان‏، از آنان دفاع كرديد! اما كيست كه در برابر خداوند، در روز رستاخيز از آنها دفاع كند؟! يا چه كسى است كه وكيل و حامى آنها باشد؟! «109» كسى كه كار بدى انجام دهد يا به خود ستم كند، سپس از خداوند طلب آمرزش نمايد، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد يافت‏. «110» و كسى كه گناهى مرتكب شود، به زيان خود مرتكب شده‏؛ خداوند، دانا و حكيم است‏. «111» و كسى كه خطا يا گناهى مرتكب شود، سپس بيگناهى را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشكارى بر دوش گرفته است‏. «112» اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود، گروهى از آنان تصميم داشتند تو را گمراه كنند؛ اما جز خودشان را گمراه نمى‏كنند؛ و هيچ‏گونه زيانى به تو نمى‏رسانند. و خداوند، كتاب و حكمت بر تو نازل كرد؛ و آنچه را نمى‏دانستى‏، به تو آموخت‏؛ و فضل خدا بر تو [همواره‏] بزرگ بوده است‏. «113»در بسيارى از سخنانِ درِگوشى [و جلسات محرمانه‏] آنها، خير و سودى نيست‏؛ مگر كسى كه [به اين وسيله‏،] امر به كمك به ديگران‏، يا كار نيك‏، يا اصلاح در ميان مردم كند؛ و هر كس براى خشنودى پروردگار چنين كند، پاداش بزرگى به او خواهيم داد. «114» كسى كه بعد از آشكار شدن حق‏، با پيامبر مخالفت كند، و از راهى جز راه مؤمنان پيروى نمايد، ما او را به همان راه كه مى‏رود مى‏بريم‏؛ و به دوزخ داخل مى‏كنيم‏؛ و جايگاه بدى دارد. «115» خداوند، شرك به او را نمى‏آمرزد؛ [ولى‏] كمتر از آن را براى هر كس بخواهد [و شايسته بداند] مى‏آمرزد. و هر كس براى خدا همتايى قرار دهد، در گمراهى دورى افتاده است‏. «116» آنچه غير از خدا مى‏خوانند، فقط بتهايى است [بى‏روح‏]، كه هيچ اثرى ندارد؛ و [يا] شيطان سركش و ويرانگر است‏. «117» خدا او را از رحمت خويش دور ساخته‏؛ و او گفته است‏: (از بندگان تو، سهم معيّنى خواهم گرفت‏! «118» و آنها را گمراه مى‏كنم‏! و به آرزوها سرگرم مى‏سازم‏! و به آنان دستور مى‏دهم كه [اعمال خرافى انجام دهند، و] گوش چهارپايان را بشكافند، و آفرينشِ پاك خدايى را تغيير دهند! [و فطرت توحيد را به شرك بيالايند!]) و هر كس‏، شيطان را به جاى خدا ولّىِ خود برگزيند، زيانِ آشكارى كرده است‏. «119» شيطان به آنها وعده‏ها[ى دروغين‏] مى‏دهد؛ و به آرزوها، سرگرم مى‏سازد؛ در حالى كه جز فريب و نيرنگ‏، به آنها وعده نمى‏دهد. «120» آنها [= پيروان شيطان‏] جايگاهشان جهنم است‏؛ و هيچ راه فرارى ندارند. «121» و كسانى كه ايمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند، بزودى آن را در باغهايى از بهشت وارد مى‏كنيم كه نهرها از زير درختانش جارى است‏؛ جاودانه در آن خواهند ماند. وعده حق خداوند است و كيست كه در گفتار و وعده‏هايش‏، از خدا صادقتر باشد؟! «122» [فضيلت و برترى‏] به آرزوهاى شما و آرزوهاى اهل كتاب نيست‏؛ هر كس عمل بدى انجام دهد، كيفر داده مى‏شود؛ و كسى را جز خدا، ولّى و ياور خود نخواهد يافت‏. «123» و كسى كه چيزى از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن‏، در حالى كه ايمان داشته باشد، چنان كسانى داخل بهشت مى‏شوند؛ و كمترين ستمى به آنها نخواهد شد. «124» دين و آيين چه كسى بهتر است از آن كس كه خود را تسليم خدا كند، و نيكوكار باشد، و پيرو آيين خالص و پاكِ ابراهيم گردد؟ و خدا ابراهيم را به دوستىِ خود، انتخاب كرد. «125» آنچه در آسمانها و زمين است‏، از آن خداست‏؛ و خداوند به هر چيزى احاطه دارد. «126» از تو درباره حكم زنان سؤال مى‏كنند؛ بگو: (خداوند درباره آنان به شما پاسخ مى دهد: آنچه در قرآن درباره زنان يتيمى كه حقوقشان را به آنها نمى‏دهيد، و مى‏خواهيد با آنها ازدواج كنيد، و نيز آنچه درباره كودكان صغير و ناتوان براى شما بيان شده است‏، [قسمتى از سفارشهاى خداوند در اين زمينه مى‏باشد؛ و نيز به شما سفارش مى‏كند كه‏] با يتيمان به عدالت رفتار كنيد! و آنچه از نيكيها انجام مى‏دهيد؛ خداوند از آن آگاه است [و به شما پاداش شايسته مى‏دهد]. «127» و اگر زنى‏، از طغيان و سركشى يا اعراضِ شوهرش‏، بيم داشته باشد، مانعى ندارد با هم صلح كنند [و زن يا مرد، از پاره‏اى از حقوق خود، بخاطر صلح‏، صرف نظر نمايد.] و صلح‏، بهتر است‏؛ اگر چه مردم [طبق غريزه حبّ ذات‏، در اين گونه موارد] بخل مى‏ورزند. و اگر نيكى كنيد و پرهيزگارى پيشه سازيد [و بخاطر صلح‏، گذشت نماييد]، خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است [و پاداش شايسته به شما خواهد داد]. «128» شما هرگز نمى‏توانيد [از نظر محّبت قلبى‏] در ميان زنان‏، عدالت برقرار كنيد، هر چند كوشش نماييد! ولى تمايل خود را بكلّى متوجّه يك طرف نسازيد كه ديگرى را بصورت زنى كه شوهرش را از دست داده درآوريد! و اگر راه صلاح و پرهيزگارى پيش گيريد، خداوند آمرزنده و مهربان است‏. «129» [اما] اگر [راهى براى اصلاح در ميان خود نيابند، و] از هم جدا شوند، خداوند هر كدام از آنها را با فضل و كرم خود، بى‏نياز مى‏كند؛ و خداوند، داراى فضل و كرم‏، و حكيم است‏. «130» آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است‏، از آن خداست‏. و ما به كسانى كه پيش از شما، كتاب آسمانى به آنها داده شده بود، سفارش كرديم‏، [همچنين‏] به شما [نيز] سفارش مى‏كنيم كه از [نافرمانى‏] خدا بپرهيزيد! و اگر كافر شويد، [به خدا زيانى نمى‏رسد؛ زيرا] براى خداست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است‏، و خداوند، بى‏نياز و ستوده است‏. «131» براى خداست آنچه در آسمانها و زمين است‏؛ و كافى است كه خدا، حافظ و نگاهبان آنها باشد. «132» اى مردم‏! اگر او بخواهد، شما را از ميان مى‏برد و افراد ديگرى را [به جاى شما] مى آورد، و خداوند، بر اين كار تواناست‏. «133» كسانى كه پاداش دنيوى بخواهند، [و در قيد نتايج معنوى و اخروى نباشند، در اشتباهند؛ زيرا] پاداش دنيا و آخرت نزد خداست‏؛ و خداوند، شنوا و بيناست‏. «134»اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! كاملاً قيام به عدالت كنيد! براى خدا شهادت دهيد، اگر چه [اين گواهى‏] به زيان خود شما، يا پدر و مادر و نزديكان شما بوده باشد! [چرا كه‏] اگر آنها غنىّ يا فقير باشند، خداوند سزاوارتر است كه از آنان حمايت كند. بنابراين‏، از هوى و هوس پيروى نكنيد؛ كه از حق‏، منحرف خواهيد شد! و اگر حق را تحريف كنيد، و يا از اظهار آن‏، اعراض نماييد، خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است‏. «135» اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! به خدا و پيامبرش‏، و كتابى كه بر او نازل كرده‏، و كتب [آسمانى‏] كه پيش از اين فرستاده است‏، ايمان [واقعى‏] بياوريد كسى كه خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبرانش و روز واپسين را انكار كند، در گمراهى دور و درازى افتاده است‏. «136» كسانى كه ايمان آوردند، سپس كافر شدند، باز هم ايمان آوردند، و ديگربار كافر شدند، سپس بر كفر خود افزودند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشيد، و آنها را به راه [راست‏] هدايت نخواهد كرد. «137» به منافقان بشارت ده كه مجازات دردناكى در انتظار آنهاست‏! «138» همانها كه كافران را به جاى مؤمنان‏، دوست خود انتخاب مى‏كنند. آيا عزّت و آبرو نزد آنان مى‏جويند؟ با اينكه همه عزّتها از آن خداست‏؟! «139» و خداوند [اين حكم را] در قرآن بر شما نازل كرده كه هرگاه بشنويد افرادى آيات خدا را انكار و استهزا مى‏كنند، با آنها ننشينيد تا به سخن ديگرى بپردازند! وگرنه‏، شما هم مثل آنان خواهيد بود. خداوند، منافقان و كافران را همگى در دوزخ جمع مى‏كند. «140» منافقان همانها هستند كه پيوسته انتظار مى‏كشند و مراقب شما هستند؛ اگر فتح و پيروزى نصيب شما گردد، مى‏گويند: مگر ما با شما نبوديم‏؟ [پس ما نيز در افتخارات و غنايم شريكيم‏!] (و اگر بهره‏اى نصيب كافران گردد، به آنان مى‏گويند: مگر ما شما را به مبارزه و عدم تسليم در برابر مؤمنان‏، تشويق نمى‏كرديم‏؟ [پس با شما شريك خواهيم بود!]) خداوند در روز رستاخيز، ميان شما داورى مى‏كند؛ و خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است‏. «141» منافقان مى‏خواهند خدا را فريب دهند؛ در حالى كه او آنها را فريب مى‏دهد؛ و هنگامى كه به نماز برمى‏خيزند، با كسالت برمى‏خيزند؛ و در برابر مردم ريا مى‏كنند؛ و خدا را جز اندكى ياد نمى‏نمايند! «142» آنها افراد بى‏هدفى هستند كه نه سوى اينها، و نه سوى آنهايند! [نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف كافران‏!] و هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى او نخواهى يافت‏. «143» اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! غير از مؤمنان‏، كافران را ولّى و تكيه‏گاه خود قرار ندهيد! آيا مى‏خواهيد [با اين عمل‏،] دليل آشكارى بر ضدّ خود در پيشگاه خدا قرار دهيد؟! «144» منافقان در پايين‏ترين دركات دوزخ قرار دارند؛ و هرگز ياورى براى آنها نخواهى يافت‏! [بنابر اين‏، از طرح دوستى با دشمنان خدا، كه نشانه نفاق است‏، بپرهيزيد!] «145» مگر آنها كه توبه كنند، و جبران و اصلاح نمايند، به [دامن لطف‏] خدا، چنگ زنند، و دين خود را براى خدا خالص كنند؛ آنها با مؤمنان خواهند بود؛ و خداوند به افراد باايمان‏، پاداش عظيمى خواهد داد. «146» خدا چه نيازى به مجازات شما دارد اگر شكرگزارى كنيد و ايمان آوريد؟ خدا شكرگزار و آگاه است‏. [اعمال و نيّات شما را مى‏داند، و به اعمال نيك‏، پاداش نيك مى دهد.] «147» خداوند دوست ندارد كسى با سخنان خود، بديها[ى ديگران‏] را اظهار كند؛ مگر آن كس كه مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست‏. «148» اگر نيكيها را آشكار يا مخفى سازيد، و از بديها گذشت نماييد، خداوند بخشنده و تواناست [و با اينكه قادر بر انتقام است‏، عفو و گذشت مى‏كند]. «149» كسانى كه خدا و پيامبرانِ او را انكار مى‏كنند، و مى‏خواهند ميان خدا و پيامبرانش تبعيض قائل شوند، و مى‏گويند: (به بعضى ايمان مى‏آوريم‏، و بعضى را انكار مى كنيم‏) و مى‏خواهند در ميان اين دو، راهى براى خود انتخاب كنند... «150» آنها كافران حقيقى‏اند؛ و براى كافران‏، مجازات خواركننده‏اى فراهم ساخته‏ايم‏. «151» [ولى‏] كسانى كه به خدا و رسولان او ايمان آورده‏، و ميان احدى از آنها فرق نمى‏گذارند، پاداششان را خواهد داد؛ خداوند، آمرزنده و مهربان است‏. «152» اهل كتاب از تو مى‏خواهند كتابى از آسمان [يكجا] بر آنها نازل كنى‏؛ [در حالى كه اين يك بهانه است‏؛] آنها از موسى‏، بزرگتر از اين را خواستند، و گفتند: (خدا را آشكارا به ما نشان ده‏!) و بخاطر اين ظلم و ستم‏، صاعقه آنها را فرا گرفت‏. سپس گوساله [سامرى‏] را، پس از آن همه دلايل روشن كه براى آنها آمد، [به خدايى‏] انتخاب كردند، ولى ما از آن درگذشتيم [و عفو كرديم‏] و به موسى‏، برهان آشكارى داديم‏. «153» و كوه طور را بر فراز آنها برافراشتيم‏؛ و در همان حال از آنها پيمان گرفتيم‏، و به آنها گفتيم‏: ([براى توبه‏،] از در [بيت المقدس‏] با خضوع درآييد!) و [نيز] گفتيم‏: (روز شنبه تعدّى نكنيد [و دست از كار بكشيد!]) و از آنان [در برابر همه اينها،] پيمان محكمى گرفتيم‏. «154» [ولى‏] بخاطر پيمان‏شكنى آنها، و انكار آيات خدا، و كشتن پيامبران بناحق‏، و بخاطر اينكه [از روى استهزا] مى‏گفتند: (بر دلهاى ما، پرده افكنده [شده و سخنان پيامبر را درك نمى‏كنيم‏!) رانده درگاه خدا شدند.] آرى‏، خداوند بعلّت كفرشان‏، بر دلهاى آنها مهر زده‏؛ كه جز عده كمى [كه راه حق مى‏پويند و لجاج ندارند،] ايمان نمى‏آورند. «155» و [نيز] بخاطر كفرشان‏، و تهمت بزرگى كه بر مريم زدند. «156» و گفتارشان كه‏: (ما، مسيح عيسى بن مريم‏، پيامبر خدا را كشتيم‏!) در حالى كه نه او را كشتند، و نه بر دار آويختند؛ لكن امر بر آنها مشتبه شد. و كسانى كه در مورد [قتل‏] او اختلاف كردند، از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروى مى‏كنند؛ و قطعاً او را نكشتند! «157» بلكه خدا او را به سوى خود، بالا برد. و خداوند، توانا و حكيم است‏. «158» و هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر اينكه پيش از مرگش به او [= حضرت مسيح‏] ايمان مى‏آورد؛ و روز قيامت‏، بر آنها گواه خواهد بود. «159» بخاطر ظلمى كه از يهود صادر شد، و [نيز] بخاطر جلوگيرى بسيار آنها از راه خدا، بخشى از چيزهاى پاكيزه را كه بر آنها حلال بود، حرام كرديم‏. «160» و [همچنين‏] بخاطر ربا گرفتن‏، در حالى كه از آن نهى شده بودند؛ و خوردن اموال مردم بباطل‏؛ و براى كافران آنها، عذاب دردناكى آماده كرده‏ايم‏. «161» ولى راسخانِ در علم از آنها، و مؤمنان [از امّت اسلام‏،] به تمام آنچه بر تو نازل شده‏، و آنچه پيش از تو نازل گرديده‏، ايمان مى‏آورند. [همچنين‏] نمازگزاران و زكات‏دهندگان و ايمان‏آورندگان به خدا و روز قيامت‏، بزودى به همه آنان پاداش عظيمى خواهيم داد. «162» ما به تو وحى فرستاديم‏؛ همان گونه كه به نوح و پيامبران بعد از او وحى فرستاديم‏؛ و [نيز] به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط [= بنى اسرائيل‏] و عيسى و ايّوب و يونس و هارون و سليمان وحى نموديم‏؛ و به داوود زبور داديم‏. «163» و پيامبرانى كه سرگذشت آنها را پيش از اين‏، براى تو باز گفته‏ايم‏؛ و پيامبرانى كه سرگذشت آنها را بيان نكرده‏ايم‏؛ و خداوند با موسى سخن گفت‏. [و اين امتياز، از آن او بود.] «164» پيامبرانى كه بشارت‏دهنده و بيم‏دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران‏، حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند، [و بر همه اتمام حجت شود؛] و خداوند، توانا و حكيم است‏. «165» ولى خداوند گواهى مى‏دهد به آنچه بر تو نازل كرده‏؛ كه از روى علمش نازل كرده است‏، و فرشتگان [نيز] گواهى مى‏دهند؛ هر چند گواهى خدا كافى است‏. «166» كسانى كه كافر شدند، و [مردم را] از راه خدا بازداشتند، در گمراهى دورى گرفتار شده‏اند. «167» كسانى كه كافر شدند، و [به خود و ديگران‏] ستم كردند، هرگز خدا آنها را نخواهد بخشيد، و آنان را به هيچ راهى هدايت نخواهد كرد، «168» مگر به راه دوزخ‏! كه جاودانه در آن خواهند ماند؛ و اين كار براى خدا آسان است‏! «169» اى مردم‏! پيامبر[ى كه انتظارش را مى‏كشيديد،] حق را از جانب پروردگارتان آورد؛ به او ايمان بياوريد كه براى شما بهتر است‏! و اگر كافر شويد، [به خدا زيانى نمى رسد، زيرا] آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست‏، و خداوند، دانا و حكيم است‏. «170» اى اهل كتاب‏! در دين خود، غلوّ [و زياده روى‏] نكنيد! و در باره خدا، غير از حق نگوييد! مسيح عيسى بن مريم فقط فرستاده خدا، و كلمه [و مخلوق‏] اوست‏، كه او را به مريم القا نمود؛ و روحى [شايسته‏] از طرف او بود. بنابر اين‏، به خدا و پيامبران او، ايمان بياوريد! و نگوييد: ([خداوند] سه‏گانه است‏!) [از اين سخن‏] خوددارى كنيد كه براى شما بهتر است‏! خدا، تنها معبود يگانه است‏؛ او منزه است كه فرزندى داشته باشد؛ [بلكه‏] از آن اوست آنچه در آسمانها و در زمين است‏؛ و براى تدبير و سرپرستى آنها، خداوند كافى است‏. «171» هرگز مسيح از اين ابا نداشت كه بنده خدا باشد؛ و نه فرشتگان مقرّب او [از اين ابا دارند]. و آنها كه از عبوديّت و بندگى او، روى برتابند و تكبّر كنند، بزودى همه آنها را [در قيامت‏] نزد خود جمع خواهد كرد. «172» امّا آنها كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پاداششان را بطور كامل خواهد داد؛ و از فضل و بخشش خود، بر آنها خواهد افزود. و آنها را كه ابا كردند و تكبّر ورزيدند، مجازات دردناكى خواهد كرد؛ و براى خود، غير از خدا، سرپرست و ياورى نخواهند يافت‏. «173» اى مردم‏! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد؛ و نور آشكارى به سوى شما نازل كرديم‏. «174» امّا آنها كه به خدا ايمان آوردند و به [آن كتاب آسمانى‏] چنگ زدند، بزودى همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت‏؛ و در راه راستى‏، به سوى خودش هدايت مى‏كند. «175» از تو [در باره ارث خواهران و برادران‏] سؤال مى‏كنند، بگو: (خداوند، حكم كلاله [خواهر و برادر] را براى شما بيان مى‏كند: اگر مردى از دنيا برود، كه فرزند نداشته باشد، و براى او خواهرى باشد، نصف اموالى را كه به جا گذاشته‏، از او [ارث‏] مى‏برد؛ و [اگر خواهرى از دنيا برود، وارث او يك برادر باشد،] او تمام مال را از آن خواهر به ارث مى‏برد، در صورتى كه [ميّت‏] فرزند نداشته باشد؛ و اگر دو خواهر [از او] باقى باشند دو سوم اموال را مى‏برند؛ و اگر برادران و خواهران با هم باشند، [تمام اموال را ميان خود تقسيم مى‏كنند؛ و] براى هر مذكّر، دو برابر سهم مؤنّث است‏. خداوند [احكام خود را] براى شما بيان مى‏كند تا گمراه نشويد؛ و خداوند به همه چيز داناست‏.) «176»